پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴۶

به کفافی دلا قناعت کن

باقی عمر صرف طاعت کن

خواهی ار حاصلی به دست آری

مزرع عمر را زراعت کن

هست دریای بی‌کرانْ دنیا

به سبوئی از آن قناعت کن

گر متاعی خری بخر دانش

نقد ایام را بضاعت کن

تخم دانش بگیر و آب عمل

در زمین دلت زراعت کن

کوکب عمر را غروب رسید

تا توانیش صرف طاعت کن

شد قمر شقُّ و ساعتْ اِقْتَرَبَت

نقد ساعات صرف ساعت کن

شست‌و‌شوئی بده دل و جان را

خویش را قابل شفاعت کن

ناگهان می‌رسد اجل ای فیض

بر گهنه تا توانْ ضراعت کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴۸بغم خویش دل ما خوش کن
  2. غزل شمارهٔ ۷۴۹از هوس بگذر و دل پاک از آلایش کن
  3. غزل شمارهٔ ۷۵۰الهی ز عصیان مرا پاک کن
  4. غزل شمارهٔ ۷۵۱ای خدا این درد را درمان مکن
  5. غزل شمارهٔ ۷۵۲عشقم فزون کن عقلم جنون کن
  6. غزل شمارهٔ ۷۵۳جان ز من مستان دل ببر خون کن
  7. غزل شمارهٔ ۷۵۴چاره‌ها رفت ز دست دل بیچاره من
  8. غزل شمارهٔ ۷۵۵یگره ز خانه مست برا ای نگار من
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.