پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴۸

بغم خویش دل ما خوش کن

خستگانرا بمدارا خوش کن

از فلک هر چه بما می‌آید

تو گوارا کن و بر ما خوش کن

دل ما را بقضا کن راضی

خاطر ما به بلاها خوش کن

من اگر قابلم ار ناقابل

تو قبولم کن و بدرا خوش کن

گر تقاضای قبولت باید

اولم پس بتمنا خوش کن

پایم ار نیست بسویت آیم

بسرم آی و سراپا خوش کن

خوش و ناخوش بخوشی دار مرا

ناخوشیها بخوشیها خوش کن

فیض را نیست بغیر از تو کسی

بدیش را بکرمها خوش کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۵۰الهی ز عصیان مرا پاک کن
  2. غزل شمارهٔ ۷۵۱ای خدا این درد را درمان مکن
  3. غزل شمارهٔ ۷۵۲عشقم فزون کن عقلم جنون کن
  4. غزل شمارهٔ ۷۵۳جان ز من مستان دل ببر خون کن
  5. غزل شمارهٔ ۷۵۴چاره‌ها رفت ز دست دل بیچاره من
  6. غزل شمارهٔ ۷۵۵یگره ز خانه مست برا ای نگار من
  7. غزل شمارهٔ ۷۵۶دلی داشتم رفت از دست من
  8. غزل شمارهٔ ۷۵۷برون از چار و نُه در چار و نُه پیداست یار من
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.