پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۵۷

برون از چار و نُه در چار و نُه پیداست یار من

به هریک رو کنم از شش جهت گردد دچار من

به پیدائی نهان‌ست و بُوَد در اولیٖ آخر

به جمع بین اضدادش گره وا شد ز کار من

مرا در کارها مختار گردانید و پس بگرفت

به دست اختیار خود عنان اختیار من

دلم را گه گشاید، گاه بندد راه آسایش

برای امتحانِ بندگی بر روزگار من

گهم نزدیک خود خوانَد گهم از نزد خود راند

نمی‌دانم چه می‌خواهد ز جان من نگار من

صبا در گردنت در رهگذارش ریز خاکم را

بُوَد روزی بگیرد دامنش دست غبار من!

گهی باری نهد بر دوش جانم زین تن خاکی

گهی برگیرد از دوش تنم صد گونه بار من

گُدازی می‌دهد در بوتهٔ محنت روانم را

بکن گو هرچه خواهد، اوست یار غم‌گسار من

چه محنت‌ها که از تعظیم یاران می‌کشد جانم

چه بودی گر نبودی در نظرها اعتبار من

به صورتْ دوستانِ جانْ به سیرتْ دشمنِ پنهان

نشد هرگز دمی یار وفاداری دچار من

نمی‌دانم خلاصی کی میسر می‌شود جان را

کجا خواهد کشیدن عاقبت انجام کار من

خزان بگذشت و عمر فیض سرتاسر بدان امید

که خواهد شد بهار عارضش روزی بهار من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۵۹در کف پیاله دوش درآمد نگار من
  2. غزل شمارهٔ ۷۶۰از دست من گرفت هوا اختیار من
  3. غزل شمارهٔ ۷۶۱مهرت بجان بهار دل داغدار من
  4. غزل شمارهٔ ۷۶۲یک نگاه از تو و در باختن جان از من
  5. غزل شمارهٔ ۷۶۳تیغ کشی گاه به آهنگ من
  6. غزل شمارهٔ ۷۶۴بیا بیا که نمانده است صبر در دل من
  7. غزل شمارهٔ ۷۶۵ای دوای درد بی‌درمان من
  8. غزل شمارهٔ ۷۶۶ای که هم دردی و هم درمان من
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.