پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶۱

مهرت بجان بهار دل داغدار من

از مهر جان خزان نپذیرد بهار من

در آتش هوای تو خاکستری شدم

شاید که باد سوی تو آرد غبار من

می‌افکنم براه تو تا خاک ره شود

باشد قدم نهی بسر خاکسار من

گفتی مگوی قصه و اندوه خود بکس

خون شد ز غصه تو دل راز دار من

من چون نهان کنم که ز غم پرده می‌درد

خون جگر بزیر مژه اشکبار من

در روز حشر چون ز عمل جستجو کنند

گویم بآه رفت و فغان روزگار من

غم از دلم دمار بر آورد و آن نگار

ننشست ساعتی بکرم در کنار من

خاموش باش فیض ازینقصه دم مزن

نه کارتست شکوه ز خوبان نه کار من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۶۳تیغ کشی گاه به آهنگ من
  2. غزل شمارهٔ ۷۶۴بیا بیا که نمانده است صبر در دل من
  3. غزل شمارهٔ ۷۶۵ای دوای درد بی‌درمان من
  4. غزل شمارهٔ ۷۶۶ای که هم دردی و هم درمان من
  5. غزل شمارهٔ ۷۶۷باز آی جان من و جانان من
  6. غزل شمارهٔ ۷۶۸ایجان و ای جانان من رحمی بکن بر جان من
  7. غزل شمارهٔ ۷۶۹ای عمر من ایجان من ای جان و ای جانان من
  8. غزل شمارهٔ ۷۷۰شدم آتش از غم او که مگر دمی کنم جا
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.