پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۵۸

چه با من میکند یاران ببینید آن نگار من

به یک غمزه گرفت از من عنان اختیار من

مرا از من گرفت و صد گره افکند در کارم

چه خیل فتنه کارد بعد ازین بر روزگار من

همه شب اشک میریزم ز سوز آتش شوقش

بود رحم آیدش روزی بچشم اشکبار من

ز چشمانم روان گردد سرشک شادمانیها

گر آن سرو روان یکدم نشیند در کنار من

ز چشم مردمان نزدیک شد غایب شود از بس

گدازد دم بدم در فرقتش چشم نزار من

وفا از بیوفا کردم طمع بیهوده شد سعیم

نکردم هیچ کاری فیض کان آید بکار من

شد اوقاتم همه بیهوده صرف هیچ تا امروز

نمیدانم چه خواهد شد ازین پس روزگار من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۶۰از دست من گرفت هوا اختیار من
  2. غزل شمارهٔ ۷۶۱مهرت بجان بهار دل داغدار من
  3. غزل شمارهٔ ۷۶۲یک نگاه از تو و در باختن جان از من
  4. غزل شمارهٔ ۷۶۳تیغ کشی گاه به آهنگ من
  5. غزل شمارهٔ ۷۶۴بیا بیا که نمانده است صبر در دل من
  6. غزل شمارهٔ ۷۶۵ای دوای درد بی‌درمان من
  7. غزل شمارهٔ ۷۶۶ای که هم دردی و هم درمان من
  8. غزل شمارهٔ ۷۶۷باز آی جان من و جانان من
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.