پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۵۶

دلی داشتم رفت از دست من

کجا آید آن یار در شست من

نه بشناختم قدر والای دل

ربود از کفم طالع پست من

همه تار و پودم ز دل رسته بود

کنون رفت آن مایهٔ هست من

دلی را که پروردهٔ عقل بود

فکند ان هوای زبر دست من

ز دست هوا جام غفلت کشید

کی آید بهوش این سر مست من

گشادم ره طبع و بستم خرد

فغان از گشاد من و بست من

مگر حق گشاید دری فیض را

و گرنه چو می‌آید از دست من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۵۸چه با من میکند یاران ببینید آن نگار من
  2. غزل شمارهٔ ۷۵۹در کف پیاله دوش درآمد نگار من
  3. غزل شمارهٔ ۷۶۰از دست من گرفت هوا اختیار من
  4. غزل شمارهٔ ۷۶۱مهرت بجان بهار دل داغدار من
  5. غزل شمارهٔ ۷۶۲یک نگاه از تو و در باختن جان از من
  6. غزل شمارهٔ ۷۶۳تیغ کشی گاه به آهنگ من
  7. غزل شمارهٔ ۷۶۴بیا بیا که نمانده است صبر در دل من
  8. غزل شمارهٔ ۷۶۵ای دوای درد بی‌درمان من
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.