پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۵۳

جان ز من مستان دل ببر خون کن

اینچنین باشد دردم افزون کن

تا کنی صیدم غمزه را سرده

تا روم از خود چهره میگون کن

سینه‌ام بریان دیده‌ام گریان

هوش را حیران عقل مفتون کن

ای فدایت من خیز بسم‌الله

قصد جانم را تیغ بیرون کن

تا کی افسون من از تو بنیوشم

یا بکش ورنه ترک افسون کن

پای دل بگشا از سر زلفت

سر بصحرا ده تای مجنون کن

جان من آن کن کان دلت خواهد

حاش لله من گویمت چون کن

دیده را از آن رو روشنائی ده

ور نه از اشگش رشک جیحون کن

پیش حکم تو سر نهادم من

خواهیم کم کن خواهی افزون کن

فیض میخواهد آنچه را خواهی

خواهیش خرم ور نه محزون کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۵۵یگره ز خانه مست برا ای نگار من
  2. غزل شمارهٔ ۷۵۶دلی داشتم رفت از دست من
  3. غزل شمارهٔ ۷۵۷برون از چار و نُه در چار و نُه پیداست یار من
  4. غزل شمارهٔ ۷۵۸چه با من میکند یاران ببینید آن نگار من
  5. غزل شمارهٔ ۷۵۹در کف پیاله دوش درآمد نگار من
  6. غزل شمارهٔ ۷۶۰از دست من گرفت هوا اختیار من
  7. غزل شمارهٔ ۷۶۱مهرت بجان بهار دل داغدار من
  8. غزل شمارهٔ ۷۶۲یک نگاه از تو و در باختن جان از من
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.