پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۵۱

ای خدا این درد را درمان مکن

عاشقانرا بیسرو سامان مکن

درد عشق تو دوای جان ماست

جز بدردت درد ما درمان مکن

از غم خود جان ما را تازه دار

جز بغم دلهای ما شادان مکن

خان و مان ما غم تو بس بود

خان مانی بهر بی‌سامان مکن

زاب دیده باغ دل سر سبزدار

چشمهٔ این باغ را ویران مکن

بادهٔ عشقت زمستان وامگیر

مست را مخمور و سر گران مکن

از «سقا هم ربهم» جامی بده

تشنه را ممنوع از احسان مکن

شربت وصلت ز بیماران عشق

وامگیر و خسته را بیجان مکن

رشتهٔ جانرا بعشق خود ببند

جان ما جز در غمت نالان مکن

مستمر دار آن عنایتهای شب

روز وصل فیض را هجران مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۵۳جان ز من مستان دل ببر خون کن
  2. غزل شمارهٔ ۷۵۴چاره‌ها رفت ز دست دل بیچاره من
  3. غزل شمارهٔ ۷۵۵یگره ز خانه مست برا ای نگار من
  4. غزل شمارهٔ ۷۵۶دلی داشتم رفت از دست من
  5. غزل شمارهٔ ۷۵۷برون از چار و نُه در چار و نُه پیداست یار من
  6. غزل شمارهٔ ۷۵۸چه با من میکند یاران ببینید آن نگار من
  7. غزل شمارهٔ ۷۵۹در کف پیاله دوش درآمد نگار من
  8. غزل شمارهٔ ۷۶۰از دست من گرفت هوا اختیار من
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.