پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴۵

بیا بمیکده تأثیر را تماشا کن

جوانی خرد پیر را تماشا کن

مس وجود تو تا عاقلی نگردد زر

بعشق دل ده و اکسیر را تماشا کن

نه سوی بینی و نه مایه تا بخود نگری

ز خویش بگذر و توفیر را تماشا کن

چو در نماز در آئی نیاز شو همگی

جمال شاهد تکبیر را تماشا کن

برای دیدن صنع خدا بباغ جهان

تن جوان و دل پیر را تماشا کن

برآی بر زبر قصر بیسکون شباب

شتاب عمر سرازیر را تماشا کن

چها که با دل ما میکند خدنگ قضا

کمان پر کش تقدیر را تماشا کن

خرابی تن و معموری دلست ای فیض

بکش ریاضت و تعمیر را تماشا کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴۷خدایا مرا از من آزاد کن
  2. غزل شمارهٔ ۷۴۸بغم خویش دل ما خوش کن
  3. غزل شمارهٔ ۷۴۹از هوس بگذر و دل پاک از آلایش کن
  4. غزل شمارهٔ ۷۵۰الهی ز عصیان مرا پاک کن
  5. غزل شمارهٔ ۷۵۱ای خدا این درد را درمان مکن
  6. غزل شمارهٔ ۷۵۲عشقم فزون کن عقلم جنون کن
  7. غزل شمارهٔ ۷۵۳جان ز من مستان دل ببر خون کن
  8. غزل شمارهٔ ۷۵۴چاره‌ها رفت ز دست دل بیچاره من
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.