پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴۴

مستانه برا گوشهٔ چشمی سوی ما کن

دردی بسر درد نه و نام دوا کن

از پرده برون آبگذر بر صف رندان

پنهان ز نظرها نظری جانب ما کن

گر لطف نداری و سر لطف نداری

از قهر بکش تیغ جفا روی بما کن

گفتی که وفا میکنم و هیچ نکردی

ما چشم وفا از تو نداریم جفا کن

مرغ دل ما از قفس غصه برون آر

برگرد سر خویش بگردان و رها کن

ترسم که غباری بدل یار نشیند

بگذر ز عتاب و گله‌ای فیض دعا کن

در دفتر جان حرف بتان چند نویسی

زین قصه بگردان ورق و رو بخدا کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴۶به کفافی دلا قناعت کن
  2. غزل شمارهٔ ۷۴۷خدایا مرا از من آزاد کن
  3. غزل شمارهٔ ۷۴۸بغم خویش دل ما خوش کن
  4. غزل شمارهٔ ۷۴۹از هوس بگذر و دل پاک از آلایش کن
  5. غزل شمارهٔ ۷۵۰الهی ز عصیان مرا پاک کن
  6. غزل شمارهٔ ۷۵۱ای خدا این درد را درمان مکن
  7. غزل شمارهٔ ۷۵۲عشقم فزون کن عقلم جنون کن
  8. غزل شمارهٔ ۷۵۳جان ز من مستان دل ببر خون کن
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.