پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴۳

در جهان افکندهٔ غوغای حسن

عاشقانرا کردهٔ شیدای حسن

حسن روی تست دریای محیط

ماه رویان شبم دریای حسن

ملک استغنا مسلم مر تراست

جان استغناست استغنای حسن

عرش بر خاک مذلت رو نهد

پیش آن کرسی که باشد جای حسن

در هوا سرگشته دلها ذره‌سان

پیش خورشید جهان آرای حسن

کوه صبر پردلان را بر کند

گردش چشم خوش شهلای حسن

جان اهل دل ز تن بیرون کشد

قوت بازوی استیلای حسن

خون عشاق ار بریزد گو بریز

لشکر سلطان بی‌پروای حسن

آتش افروزی و عاشق سوزیست

مقتضای خوی مادرزای حسن

عشق خوبان در دلت جا دادهٔ

زان خیالت فیضفیض شد ماوای حسن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴۵بیا بمیکده تأثیر را تماشا کن
  2. غزل شمارهٔ ۷۴۶به کفافی دلا قناعت کن
  3. غزل شمارهٔ ۷۴۷خدایا مرا از من آزاد کن
  4. غزل شمارهٔ ۷۴۸بغم خویش دل ما خوش کن
  5. غزل شمارهٔ ۷۴۹از هوس بگذر و دل پاک از آلایش کن
  6. غزل شمارهٔ ۷۵۰الهی ز عصیان مرا پاک کن
  7. غزل شمارهٔ ۷۵۱ای خدا این درد را درمان مکن
  8. غزل شمارهٔ ۷۵۲عشقم فزون کن عقلم جنون کن
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.