پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۸

ای که هستی بنور هستی طاق

احی من احرقته نار فراق

لطف کن جامی از شراب وصال

سوختند از فراق تو عشاق

ارنا من لقائک المیمون

نظره بالعشی و الاشراق

می‌توانی که زنده گردانی

بوصال آنکه را کشی ز فراق

جانم از فرقت تو می‌نالد

بشنو از دوست نالهٔ عشاق

دل ما را گزید مار هوا

قد اتینا الیک انت الراق

کام ما تلخ ماند از بعدت

نرسد شهر فربت ار بمزاق

بر تو آسان و سهل بخشش قرب

دوری و صبر از تو بر ما شاق

گر تو ما را برانی از در خود

مالنا منک من ولی واق

بکجا از درت پناه بریم

درگه تست ملجا عشاق

فیض اگر با غم تو باشد جفت

در دو عالم بود شادی طاق

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۰هی نیاری بر زبان جز حرف حق
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۱شکرلله که شد عیان ره حق
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۲ای وصل تو جانفزای عاشق
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۳تا به کی حسرت برم بر کشتگان زار عشق
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۴جان منزل جانان عشق دل عرصه جولان عشق
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۵تن را بگداز در ره عشق
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۶زنده آن سر کو بود سودای عشق
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۷در جهان افگندهٔ غوغای عشق
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.