پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۷

فدای دوست نکردیم جان و دل صد حیف

ز اختیاز نرستیم ز آب و گل صد حیف

ز عشق حق نزدیم آتشی بجان نفسی

همیشه ز آتش دیویم مشتعل صد حیف

بکام دوست نبودیم یکنفس صد آه

رسید دشمن آخر بکام دل صد حیف

جهاز عقبی باقی نمی‌کنیم دمی

بکار دنیی فانیم مشتغل صد حیف

گذشت عمر نکردیم از سر اخلاص

عبادتی که زند سر ز نور دل صد حیف

نیافت آینه دل صفا ز صیقل ما

بماند در دل ما زنگ ز آب و گل صد حیف

دل از پی هوس و دست رفت از پی دل

بکار دوست نداریم دست و دل صد حیف

بروز داوری از کردهای خود باشیم

بنزد دوست چه شرمنده و خجل صد حیف

براه دوست نرفتی و عمر رفت ای فیض

نکرد روح عزیران ترا بحل صد حیف

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۹ای تو در لطف و نکوئی طاق
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۰هی نیاری بر زبان جز حرف حق
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۱شکرلله که شد عیان ره حق
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۲ای وصل تو جانفزای عاشق
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۳تا به کی حسرت برم بر کشتگان زار عشق
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۴جان منزل جانان عشق دل عرصه جولان عشق
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۵تن را بگداز در ره عشق
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۶زنده آن سر کو بود سودای عشق
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.