پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۱

شکرلله که شد عیان ره حق

یافت جانم درین جهان ره حق

پیشتر ز آنکه پا زره ماند

دید چشم دلم عیان ره حق

در تنم بود مرغ روح قریب

برد او را به آشیان ره حق

در پس پرده ره عیان دیدم

دیدم از رهزنان نهان ره حق

در طلب خون دل بسی خوردم

نتوان یافت رایگان ره حق

از برونش سؤال می‌کردم

بود در جان من نهان ره حق

همه کس را نمی‌دهند نشان

هست مخصوص عاشقان ره حق

ای بسا عاقلی که آمد و رفت

رو نهان ماند در جهان ره حق

فیض در خودبخود سفر میکن

که ترا در دلست و جان ره حق

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۳تا به کی حسرت برم بر کشتگان زار عشق
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۴جان منزل جانان عشق دل عرصه جولان عشق
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۵تن را بگداز در ره عشق
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۶زنده آن سر کو بود سودای عشق
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۷در جهان افگندهٔ غوغای عشق
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۸عشق است اصل بندگی من بنده و مولای عشق
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۹هم توئی راحت جانم ای عشق
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۰بوی گلزار هوست قصه عشق
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.