پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۹

هم توئی راحت جانم ای عشق

هم توئی درد و غمانم ای عشق

هم توئی حاصل و محصول دلم

هم توئی جان و جهانم ای عشق

هم توئی مایهٔ سوداگریم

هم توئی کار و دکانم ای عشق

هم توئی اصل وجود و عدمم

هم توئی سود و زیانم ای عشق

هم توئی طاعت و هم معصیتم

هم توئی ناز و جنانم ای عشق

هم توئی مایهٔ آشفتگیم

هم توئی امن و امانم ای عشق

گاه میسوزی و گه میسازی

تا چه خواهی تو ز جانم ای عشق

دوست کس دیده که دشمن باشد

هم تو اینی و هم آنم ای عشق

دل من بردی و جان می‌خواهی

ای بقربان تو جانم ای عشق

در دل فیض بمان یکدو نفس

تا که جان بر تو فشانم ای عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۱درد دل مرا نکند به دوای خلق
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۲عاشق که بود غلام معشوق
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۳ارانی اراک و لست اراک
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۴الهی الهی فقیر اتاک
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۵ذاب قلبی من اشتیاق لقاک
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۶بهوای تو می‌شویم هلاک
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۷چه بنشینم چه برخیزم قعودی لک قیامی لک
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۸در دلم تا جای کرد از لطف آن رشگ ملک
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.