پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۲

عاشق که بود غلام معشوق

سرمست علی‌الدوام معشوق

از خویشتنش خبر نباشد

دایم مست مدام معشوق

مستی نکند ز آب انگور

مستیش همه ز جام معشوق

برخواسته از سر دو عالم

پابنده شده بدام معشوق

از کام و هوای خویش رسته

کامش همه گشته کام معشوق

گامی ننهاده هیچ جائی

جز بر آثار گام معشوق

گم کرده نشان و نام خود را

گشته است نشان بنام معشوق

وحشی صفت از جهان رمیده

وز جان و دلست رام معشوق

گوش هر قوم با سروشی است

گوش فیض و پیام معشوق

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۴الهی الهی فقیر اتاک
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۵ذاب قلبی من اشتیاق لقاک
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۶بهوای تو می‌شویم هلاک
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۷چه بنشینم چه برخیزم قعودی لک قیامی لک
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۸در دلم تا جای کرد از لطف آن رشگ ملک
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۹ای دهانت تنک شکر لعل لب کان نمک
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۰میبرد غیرت ز حسن تو ملک
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۱یا املی و بغیتی لیس هوای فی سواک
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.