پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۵

ذاب قلبی من اشتیاق لقاک

حسرت وصل می‌بریم بخاک

بر سر آتش تو می‌سوزیم

در هوای تو می‌شویم هلاک

چون ضروریست سوختن ما را

احرق ارواحنا بنار هواک

می‌دهیم از پی صال تو جان

اهدانا ربنا سبیل رضاک

گر تو خواهی که ما هلاک شویم

جان فشانیم از برای هلاک

دوست خواهد چه سوزش و شورش

من و سوز درون و سینه چاک

دل و جان پاک کردم از اغیار

پاک باید رود به عالم پاک

ز آتش عشق گر بسوزد فیض

گم شو از بحر کوخس و خاشاک

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۷چه بنشینم چه برخیزم قعودی لک قیامی لک
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۸در دلم تا جای کرد از لطف آن رشگ ملک
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۹ای دهانت تنک شکر لعل لب کان نمک
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۰میبرد غیرت ز حسن تو ملک
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۱یا املی و بغیتی لیس هوای فی سواک
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۲آن روی در نظر چو نداری ببار اشک
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۳پرورد گارا بنده‌ام الملک لک و الحمد لک
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۴وجودی لک شهودی لک ثبوتی لک ثباتی لک
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.