پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۰

هی نیاری بر زبان جز حرف حق

نیست لایق زان دهان جز حرف حق

لا اوحش الله زان دهان شکرین

حیف باشد زان لبان جز حرف حق

بر وفای عهد و پیمان دل منه

بر زبانت مگذران جز حرف حق

من چو حق گویم تو هم حق گوی باش

تا نباشد در میان جز حرف حق

هی چه می‌گویم از آن حقه دهان

گفتگو کی می‌توان جز حرف حق

باطل اندر آن دهان حق می‌شود

کی برون آید از آن جز حرف حق

حق و باطل زان دهان شیرین بود

فیض مشنو زاندهان جز حرف حق

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۲ای وصل تو جانفزای عاشق
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۳تا به کی حسرت برم بر کشتگان زار عشق
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۴جان منزل جانان عشق دل عرصه جولان عشق
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۵تن را بگداز در ره عشق
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۶زنده آن سر کو بود سودای عشق
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۷در جهان افگندهٔ غوغای عشق
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۸عشق است اصل بندگی من بنده و مولای عشق
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۹هم توئی راحت جانم ای عشق
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.