پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۹

ای تو در لطف و نکوئی طاق

رحم کن بر اسیر قهر فراق

بتو دادیم امیدها هر چند

در بدی کرده‌ایم استغراق

هم تو ما را نگاه دار از خود

ما لنا منک ربنا من واق

کاری از دست ما نمی‌آید

هم تو کن کار ما توئی خلاق

ما همه فانئیم و تو باقی

ما لنا ینفد و مالک باق

طاعت ما پذیر از در لطف

جرم بخشای از ره اشفاق

بر تو بخشایش گنه آسان

صبر بر جان ما بغایت شاق

جگر ما گزید مار هوا

قدر سمعنا و عندک الرتاق

نظری کن ز روی لطف و کرم

فیض را بالعشّی و الاشراق

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۱شکرلله که شد عیان ره حق
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۲ای وصل تو جانفزای عاشق
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۳تا به کی حسرت برم بر کشتگان زار عشق
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۴جان منزل جانان عشق دل عرصه جولان عشق
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۵تن را بگداز در ره عشق
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۶زنده آن سر کو بود سودای عشق
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۷در جهان افگندهٔ غوغای عشق
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۸عشق است اصل بندگی من بنده و مولای عشق
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.