پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۵

تن را بگداز در ره عشق

جان را در باز در ره عشق

درمان مطلب مخواه راحت

با درد بساز در ره عشق

از دیده بریز خون دل را

شو جمله نیاز در ره عشق

تن را از اشک شست شو ده

جان پاک بباز در ره عشق

از خون جگر دلا وضو کن

هنگام نماز در ره عشق

دل را از غیر رفت و رو کن

شو محرم راز در ره عشق

بگذر ز رعونت و نزاکت

بگذار تو ناز در ره عشق

کبرو نخوت ز سر بدر کن

شو پاک ز آز در ره عشق

بر رخش بلا سوار شو فیض

خوش خوش می‌تاز در ره عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۷در جهان افگندهٔ غوغای عشق
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۸عشق است اصل بندگی من بنده و مولای عشق
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۹هم توئی راحت جانم ای عشق
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۰بوی گلزار هوست قصه عشق
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۱درد دل مرا نکند به دوای خلق
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۲عاشق که بود غلام معشوق
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۳ارانی اراک و لست اراک
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۴الهی الهی فقیر اتاک
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.