پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۲

بهرزه شیفته شد دل بهر خیال دریغ

نبرد ره بتماشای آن جمال دریغ

بسوی عشق حقیقی نیافتیم رهی

فدای دوست نکردیم عمر و مال دریغ

ببوم سینه نکشتیم تخم مهر و وفا

نخورد هیچ دل ما غم مآل دریغ

خیال وصل بسی پخت این دل پر شور

بدست هیچ نیامد از آن خیال دریغ

تمام عمر بعشق مجاز فانی رفت

بماند جان ز حقیقت در انفعال دریغ

نخورد جان غم جانان درینجهان روزی

گذشت در غم بیهوده ماه و سال دریغ

گذشت عمر بمهر بتان سنگین دل

بعشق حق ننمودیم اشتغال دریغ

نشست زنگ حوادث بر آینهٔ دل ما

نتافت پرتو آن حسن بی‌زوال دریغ

ز عشق نیست به جز نام فیض را افسوس

ز دوست نیست بدستش به جز خیال دریغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۴ای که با ما وعده‌ها کردی خلاف
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۵در دل تنگم خموشی می‌کند انبار حرف
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۶جز خدا را بندگی حیفست حیف
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۷فدای دوست نکردیم جان و دل صد حیف
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۸ای که هستی بنور هستی طاق
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۹ای تو در لطف و نکوئی طاق
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۰هی نیاری بر زبان جز حرف حق
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۱شکرلله که شد عیان ره حق
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.