پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۱

گذشت عمر و نکردیم هیچ کار دریغ

نه روزگار بماند و نه روزگار دریغ

برفت عمر بافسانه و فسون افسوس

گذشت وقت به بیهوده و خسار دریغ

نکرده‌ام همهٔ عمر یک عمل حاصل

نبوده‌ام نفسی با تو هوشیار دریغ

هر آنچه گفتم و کردم تمام ضایع بود

بهرزه رفت مرا روز و روزگار دریغ

بپار گفتم کامسال کار خواهم کرد

گذشت عمر من امسال همچو پار دریغ

زهر خموشی بی‌باد تو هزار افسوس

زهر سخن که نه حرف تو صد هزار دریغ

زهر چه بینم و رویت در آن نمی‌بینم

هزار بار فسوس و هزار بار دریغ

نه یک فسوس و ده و صد که بیحساب افسوس

نه صد دریغ و هزاران که بیشمار دریغ

غنیمتی شمر این یکدو دم که ماند ای فیض

بکار کوش نگو رفت وقت کار دریغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۳ز عشق جوی کرامت ز عشق جوی شرف
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۴ای که با ما وعده‌ها کردی خلاف
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۵در دل تنگم خموشی می‌کند انبار حرف
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۶جز خدا را بندگی حیفست حیف
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۷فدای دوست نکردیم جان و دل صد حیف
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۸ای که هستی بنور هستی طاق
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۹ای تو در لطف و نکوئی طاق
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۰هی نیاری بر زبان جز حرف حق
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.