پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۰

هی نیاری بر زبان حرف دروغ

حیف باشد زان دهان حرف دروغ

من چو با تو راستم تو راست باش

تا نباشد در میان حرف دروغ

آن اشارات دروغینت بس است

نیست حاجت در میان حرف دروغ

نکته باریک گویم عذر آن

گرچه آید زان دهان حرف دروغ

بشکند در تنگنا آن حرف راست

در هم افتد گردد آن حرف دروغ

فیض بس کن کی کجا سر میزند

از دهان آنچنان حرف دروغ

گر شنیدی از کسی باور مکن

او کی آرد بر زبان حرف دروغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۲بهرزه شیفته شد دل بهر خیال دریغ
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۳ز عشق جوی کرامت ز عشق جوی شرف
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۴ای که با ما وعده‌ها کردی خلاف
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۵در دل تنگم خموشی می‌کند انبار حرف
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۶جز خدا را بندگی حیفست حیف
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۷فدای دوست نکردیم جان و دل صد حیف
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۸ای که هستی بنور هستی طاق
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۹ای تو در لطف و نکوئی طاق
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.