پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۹

هر چه نبود سخن یار دروغ است دروغ

جز حدیث لب دلدار دروغ است دروغ

یار آنست که او با تو بود در همه حال

گوید ار غیر منم یار دروغ است دروغ

هیچکس را بجهان نیست جز او غمخواری

حرف غمخواری اغیار دروغ است دروغ

یار با ماست بهر جای تو از جای مرو

حرف اغیار دل آزار دروغ است دروغ

آید از حسن فروشی چو سروشی در گوش

که چو من نیست ببازار دروغ است دروغ

اعتمادی نبود بر سخن نوش لبان

آنچه گفت آن بت عیار دروغ است دروغ

حسن آن یار وفاپیشه باقی حسن است

حسن اغیار جفاکار دروغ است دروغ

یار یکتا بگزین وز دو جهان دل برگیر

وصف یک چیز به بسیار دروغ است دروغ

از من راست شنو فیض ز هر کج مشنو

اوست حق هستی اغیار دروغ است دروغ

محرم راز به جز عاشق صادق نبود

زاهد و دعوی این کار دروغ است دروغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۱گذشت عمر و نکردیم هیچ کار دریغ
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۲بهرزه شیفته شد دل بهر خیال دریغ
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۳ز عشق جوی کرامت ز عشق جوی شرف
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۴ای که با ما وعده‌ها کردی خلاف
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۵در دل تنگم خموشی می‌کند انبار حرف
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۶جز خدا را بندگی حیفست حیف
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۷فدای دوست نکردیم جان و دل صد حیف
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۸ای که هستی بنور هستی طاق
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.