پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۸

ز عشق تو نرهیدم که گفت رست دروغ

چرا کنند چنین تهمتی بدست دروغ

که گفت دل بسر زلف دیگری بستم

خداش در نگشاید چنانکه بست دروغ

که گفت با دیگری بود مست و می در دست

کجا و کی؟ دیگری که؟ چه می؟ چه مست؟ دروغ

دروغ کس مشنو با تو من بگویم راست

نه راستست که بر عاشق تو بست دروغ

بمهر غیر نیالوده‌ام دل و جان را

هر آنچه در حق من گفته‌اند هست دروغ

ز فیض پرس اگر حرف راست می‌پرسی

که هرگزش بزبان در نبوده است دروغ

ز راستان سخن راست پرس و راست شنو

مگو و مشنو و باور مکن بد است دروغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۰هی نیاری بر زبان حرف دروغ
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۱گذشت عمر و نکردیم هیچ کار دریغ
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۲بهرزه شیفته شد دل بهر خیال دریغ
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۳ز عشق جوی کرامت ز عشق جوی شرف
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۴ای که با ما وعده‌ها کردی خلاف
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۵در دل تنگم خموشی می‌کند انبار حرف
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۶جز خدا را بندگی حیفست حیف
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۷فدای دوست نکردیم جان و دل صد حیف
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.