پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۷

جان اسیر محنت و غم دل قرین درد و داغ

بیدماغم بیدماغم بیدماغم بیدماغ

میشود از قصه خون وز دیده می‌آید برون

لحظه لحظه میخورم از خون دل چندین ایاغ

در درونم لاله هست و گل ز یمن داغها

وز برون نه گشت صحرا خواهم و نه سیر باغ

شد ملول از صحبت جان سوزم از پیشم برفت

از که گیرم این دل گم گشته را یا رب سراغ

دل بفرمانم نشد تا چند بتوان داد پند

زین غم جانسوز سر تا پای گشتم داغ داغ

از مراد خود گذشتم هرچه خواهد گو بشو

خواهش آن بیغمان من دارم از خواهش فراغ

من بخود درمانده و بیچاره با صد درد و غم

دم بدم بیدردی آید گیرد از حالم سراغ

مهربانیهای دم سردان بسی سرد است سرد

گرمی این بیغمان سوزنده‌تر از سوز داغ

آنکه از حال دلم پرسید گوید کو جواب

ای برادر رحم کن بر فیض بیدل کو دماغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۹هر چه نبود سخن یار دروغ است دروغ
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۰هی نیاری بر زبان حرف دروغ
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۱گذشت عمر و نکردیم هیچ کار دریغ
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۲بهرزه شیفته شد دل بهر خیال دریغ
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۳ز عشق جوی کرامت ز عشق جوی شرف
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۴ای که با ما وعده‌ها کردی خلاف
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۵در دل تنگم خموشی می‌کند انبار حرف
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۶جز خدا را بندگی حیفست حیف
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.