پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۱

مطرب عمر این سراید در سماع

میروم ای عیش جویان الوداع

هر کرا باز است گوش هوش جان

میکند این نغمه از عمر استماع

هر که او زین نغمه باشد بهره‌ور

باشدش از زندگانی انتفاع

جان من در کارسازی سعی کن

دم بدم بانگ رحیل است و وداع

گر بحق نزدیک گردی یک وجب

او شود نزدیک تو بر یک ذراع

گر ذراعی میشوی نزدیک تو

او شود نزدیک تو مقدار باع

گر تو آهسته بسوی او روی

فهو للعبد للاسراع راع

از عبادت قرب حق تحصیل کن

در تقرب از فنا گیر انتفاع

شو ز خود فانی بحق باقی چو فیض

خویش را و ما سوا را کن وداع

بی‌شجاعت نیست کو صف بشکند

آنکه خود را بشکند نعم الشجاع

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۳بر سر خسته‌ات بیا دم نزع
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۴ایاک ادعوا انت السمیع
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۵عشق بر اکوان محیطست و وسیع
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۶هرکه جا داد او رسوم اهل دنیا در دماغ
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۷جان اسیر محنت و غم دل قرین درد و داغ
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۸ز عشق تو نرهیدم که گفت رست دروغ
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۹هر چه نبود سخن یار دروغ است دروغ
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۰هی نیاری بر زبان حرف دروغ
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.