پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۰

نحم خیالت گردد چو طالع

در چرخ آیند اهل صوامع

رو مینماید دل می‌رباید

لیکن نپاید چون برق لامع

آن هم بوقتی بر نیک بختی

کو کرده باشد رفع موانع

گه دل رباید گه جان فزاید

گه غم زداید دارد منافع

دلخستگانیم بر خاک کویت

تا تو کرائی بختست و طالع

بر درگه تو بهر شفاعت

جز تو نداریم خود باش شافع

دیگر نگوئی ای فیض الا

شعری که باشد اندر مجامع

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۲یار بما نظر نکرد صبر و شکیب را وداع
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۳بر سر خسته‌ات بیا دم نزع
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۴ایاک ادعوا انت السمیع
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۵عشق بر اکوان محیطست و وسیع
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۶هرکه جا داد او رسوم اهل دنیا در دماغ
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۷جان اسیر محنت و غم دل قرین درد و داغ
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۸ز عشق تو نرهیدم که گفت رست دروغ
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۹هر چه نبود سخن یار دروغ است دروغ
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.