پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۰

سوی این دون گدا آنشاه کی رو میکند

التفاتی از سگش میخواهم او کی میکند

میتوانستم کز او احوال دل گیرم ولی

گفتگو آن تند خوبا چون منی کی میکند

در شب تاریک زلفش صد هزاران همچو من

گم کند گر دل یکی را جست‌وجو کی میکند

از سر کویش کجا من میتوانم پا کشید

این سر سودا پرستم ترک او کی میکند

مردم از غم ایمسلمانان مرا آگه کنید

با من آخر آشتی آن جنگجو کی میکند

هر که خورشید رخش را دیده باشد یکنظر

دیدن غلمان و حوران آرزو کی میکند

فیض در روی بتان می‌بیند آیات خدا

ور نه در وصف بتان این گفتگو کی میکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۲اهل معنی همه جان هم و جانان همند
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۳این فقیهان که بظاهر همه اخوان همند
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۴خوش آنکه کشتگان غمش را ندا کنند
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۵شاهدان گر جلوه بر ایمان کنند
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۶دل عالم حسن تو کی رنج و تعب بیند
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۷آنان که ره عالم ارواح بپویند
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۸یار را با تو کار خواهد بود
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۹غم فراق تو ای دوست بی‌شمار بود
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.