پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۶

افلاک را جلالت تو پست میکند

املاک را مهابت تو پست میکند

هر جا دلی که عشق تو در وی کند نزول

هوشش رباید و خردش مست میکند

مر پست را عبادت تو میکند بلند

مر نیست را ارادت تو هست میکند

جان را ز آسمان بزمین لطفت آورد

لطف خفی شمارهٔ هر مست میکند

علم رسا احاطه ذرات کاینات

تا قدر او بلند شود پست میکند

سازد ز نطفه قدرت تو صورت عجب

تا جان کند شکار ز تن شست میکند

تا دیده‌اش گشاید در ظلمت افکند

تا سر بلند گردد پا پست میکند

بر اهل خیر چون بگشاید دری بهشت

بر دوزخ آن گشاد دری بست میکند

آزاری ارچه میرسد از گردش سپهر

لیکن تلافی چو دلی خست میکند

جای حوادث است جهان بلند و پست

گاهی کند بلند و گهی پست میکند

بیماریی چو دست دهد یا عدو دعا

سعی طبیب و کار زبر دست میکند

هر دم که فیض میل جهان دگر کند

دستش گرفته است تو پا پست میکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۸زور بازوی یقینش رفع هر شک میکند
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۹غمزهٔ چشم پرفنت سحر حلال میکند
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۰سوی این دون گدا آنشاه کی رو میکند
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۱این دل سرگشته خود را جستجو کی میکند
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۲اهل معنی همه جان هم و جانان همند
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۳این فقیهان که بظاهر همه اخوان همند
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۴خوش آنکه کشتگان غمش را ندا کنند
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۵شاهدان گر جلوه بر ایمان کنند
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.