پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۷

طرف گلزار گذشتی ز تو گل زار بماند

خار حسرت ز رخت در دل گلزار بماند

آنکه ره جانب او رفت دگر باز نگشت

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند

زاهد بی‌خبر از سرزنشم دست نداشت

آنکه این کار ندانست در انکار بماند

یار بگذاشت مرا با من و بگذشت از من

راحت جان شد و اغیار دل آزار بماند

گشت بیمار که شاید بعیادت آئی

نگرفتی خبری از دل و بیمار بماند

هر که یک جرعه ز خمخانهٔ عشق تو چشید

دیده‌اش تا به ابد در کف خمار بماند

فیض بیچاره رهی جانب مقصود نبرد

در بیابان غم بیهده ناچار بماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۹دست از دلم بدار که تابم دگر نماند
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۰چو تو در بر من آئی اثری ز من نماند
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۱شد تهی از عشق سر بی باده این میخانه ماند
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۲کوه عقلی و بیابان جنونم داده‌اند
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۳در دیگ عشق باده کشان جوش کرده‌اند
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۴قومی به منتهای ولایت رسیده‌اند
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۵خُنُک آن روز که از عقل نجاتم دادند
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۶از سر ازل پرده به بوی تو گشادند
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.