پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۹

به جانی لطف پنهان می‌فروشد

جهانی جان به یک جان می‌فروشد

دهد بوسی عوض جانی ستاند

بخر والله ارزان می‌فروشد

دلم هر دو جهان با صد جهان جان

به یک دم وصل جانان می‌فروشد

نفهمیده است ذوق عشق و مستی

که هشیاری به مستان می‌فروشد

شراری گر بیابد ز آتش ما

جنان زاهد به نیران می‌فروشد

به یک مو زاهد از زلف دوتایش

دوصد خروار ایمان می‌فروشد

چو آرد در حدیث آن لعل شیرین

شکرها از نمکدان می‌فروشد

سبویی محتسب در پرده دارد

عبث خشکی به رندان می‌فروشد

بده جان در رهش ای فیض کان یار

وصال خویش ارزان می‌فروشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۱مرد آن باشد که چون او را رهی بنموده شد
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۲بوی رحمان از یمن آمد دل و جان تازه شد
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۳بوئی از گلستان جان آمد
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۴دوشم آن دلبر غمخوار به بالین آمد
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۵دوای درد ما را یار داند
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۶چو من کسی که ره مستقیم میداند
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۷طرف گلزار گذشتی ز تو گل زار بماند
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۸زود از درم در آی که تابم دگر نماند
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.