پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۱

از پی آن نکار خواهم شد

در ره او غبار خواهم شد

قصه غصه شرح خواهم کرد

بر دل یار بار خواهم شد

خون دل را زدیده خواهم ریخت

در غم عشق زار خواهم شد

چند بیهوده بگذرانم عمر

بر سر کار و بار خواهم شد

خویش را کارنامه خواهم ساخت

غیرت روزگار خواهم شد

همچو مجنون و وامق و فرهاد

شهرهٔ هر دیار خواهم شد

عقل رسمیست موجب غفلت

بجنون هوشیار خواهم شد

زان لب و چشم مست خواهم گشت

رفته رفته ز کار خواهم شد

فیض اگر جان نثار او نکند

تا ابد شرمسار خواهم شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۳عشق از دل گذشت تا جان شد
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۴شراب عشقم اندر کام جان شد
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۵ندادم دل بعشق و جان روان شد
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۶دگر آمد رقیب‌ آزار جان شد
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۷ز مهر آن پری رویم دل دیوانه روشن شد
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۸چو مهر دوست بر دل تافت این ویرانه روشن شد
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۹به جانی لطف پنهان می‌فروشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۰خویش را از دست دادم روی او بنموده شد
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.