پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۷

ای که عاشق نیستی پا در حریم ما منه

آب از جو می‌خور و لب بر لب دریا منه

گر دل سنگین نداری در درون مجنون مشو

گر نباشی کوه پا در دامن صحرا منه

گر نبینی آتشی در خود به خاک ما میا

تا نگردی شمع، پایی بر مزار ما منه

فکر فردا گرچه امروزت نباید کرد لیک

آنچه امروزست در کار از پی فردا منه

جز پشیمانی ندارد جنس دنیا قیمتی

داری ار فیّاض عقلی پا درین سودا منه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۹دوش کردی پرسش گرمی که جانم سوختی
  2. شمارهٔ ۶۸۰ز اوج عشق نداریم مطلب دگری
  3. شمارهٔ ۶۸۱بزم عشق است سبک پا به میان نگذاری
  4. شمارهٔ ۶۸۲نظرباز صف مژگانش با خنجر کند بازی
  5. شمارهٔ ۶۸۳عجب عجب که تو عاشق ز بلهوس نشناسی
  6. شمارهٔ ۶۸۴من گرفتم درد دل غیر از توام داند کسی
  7. شمارهٔ ۶۸۵آنکه من دارم ندارد همچو او دلبر کسی
  8. شمارهٔ ۶۸۶در دلم نیست به جز عهد تو پیمان کسی
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.