پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۶

تو شمع بزم خوبانی مشو یکرو به پروانه

بباید شمع را ناچار کردن خو به پروانه

ز بال و پر زند بر شمع دامن گر تو بنمایی

چو دود شمع یک شب گوشة ابرو به پروانه

پر افشانست بر شمع رخت پروانة خالت

توان کردن از آن رو نسبت هندو به پروانه

کشش از دوست تا نبود نیاید کاری از کوشش

از آن رو شمع دایم می‌دهد پهلو به پروانه

به افسون منع من از سوختن کمتر کن ای زاهد

که دانم در نگیرد صحبت جادو به پروانه

مزاج دلبری را گرم رویی‌ها نمی‌سازد

مده ای شمع خوبان این قدر هم رو به پروانه

گل و شمعند بی‌آن نازنین در بزم و من فیّاض

ز یک سو رشک بر بلبل برم یک سو به پروانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۸دعوت عشق است اینکه بار نیابی
  2. شمارهٔ ۶۷۹دوش کردی پرسش گرمی که جانم سوختی
  3. شمارهٔ ۶۸۰ز اوج عشق نداریم مطلب دگری
  4. شمارهٔ ۶۸۱بزم عشق است سبک پا به میان نگذاری
  5. شمارهٔ ۶۸۲نظرباز صف مژگانش با خنجر کند بازی
  6. شمارهٔ ۶۸۳عجب عجب که تو عاشق ز بلهوس نشناسی
  7. شمارهٔ ۶۸۴من گرفتم درد دل غیر از توام داند کسی
  8. شمارهٔ ۶۸۵آنکه من دارم ندارد همچو او دلبر کسی
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.