پرش به محتوای اصلی
فرخی سیستانی فرخی سیستانی

قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید

شمارهٔ ۵ - نیز او راست

چه کنم دل؟ که همه درد و غم من ز دل‌ست

دل که خواهد ببرد، گو «ببر» از من بحِل‌ست

سال تا سال گرفتار دل مستحلم

وای آن کس که گرفتار دل مستحِل‌ست

گاه در چاه زنخدان، نگارِ ختن‌ست

گاه در حلقهٔ زلفین، نگار چگِل‌ست

نیست آگاه که چاه زنخ و حلقهٔ زلف

دلبر و دل‌شکن و دل‌شکر و دل‌گسِل‌ست

دل همی گوید «جور تو ز چشم تو رواست»

که ز چشم تو و زاشکش، همهْ این شهر گِل‌ست

ادامه‌ی قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید

  1. شمارهٔ ۷ - واو راستباز یارب چونم از هجران دوست
  2. شمارهٔ ۸ - نیز او راستمرا گر چو من دوستداری نباید
  3. شمارهٔ ۹ - همو راستهمی روی و من از رفتن تو ناخشنود
  4. شمارهٔ ۱۰ - و او راستنگار من چو ز من صلح دید و جنگ ندید
  5. شمارهٔ ۱۱ - نیز او راستبوسه ای از دوست ببردم به نرد
  6. شمارهٔ ۱۲ - همو راستسر زلف تو نه مشکست و به مشک ناب ماند
  7. شمارهٔ ۱۳ - او راستاز بس شمار بوسه که دوش آن نگار کرد
  8. شمارهٔ ۱۴ - او راستاین منم کز تو مرا حال بدین جای رسید
همه‌ی قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید ←

فرخی سیستانی درباره‌ی فرخی سیستانی

ابوالحسن علی بن جولوغ فرخی سیستانی شاعر بزرگ ایرانی اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم هجری قمری است. وی علاوه بر تسلط بر شعر و ادب در موسیقی نیز مهارت داشت و بدین وسیله توانست به دربار ابوالمظفر شاه چغانیان و سپس به دربار سلطان محمود غزنوی راه یابد و منزلتی والا بدست آورد. فرخی را یکی از بهترین قصیده‌سرایان ایرانی می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.