پرش به محتوای اصلی
فرخی سیستانی فرخی سیستانی

قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید

شمارهٔ ۱۲ - همو راست

سر زلف تو نه مشکست و به مشک ناب ماند

رخ روشن تو ای دوست به آفتاب ماند

همه شب زغم نخسبم که نخسبد آنچه عاشق

منم آن کسی که بیداری من به خواب ماند

زفراق روی و موی تو زدیده خون چکانم

عجبست سخت خونی که به روشن آب ماند

سر زلف را متابان سر زلف را چه تابی

که در آن دو زلف ناتافتگی به تاب ماند

تو به آفتاب مانی و ز عشق روی خوبت

رخ عاشق تو ای دوست به ماهتاب ماند

ادامه‌ی قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید

  1. شمارهٔ ۱۴ - او راستاین منم کز تو مرا حال بدین جای رسید
  2. شمارهٔ ۱۵ - همو راستهندوی بد که ترا باشد و زان تو بود
  3. شمارهٔ ۱۶ - ازوستشه زاولستان محمود غازی
  4. شمارهٔ ۱۷ - نیز او راستبامدادان پگاه آمد بر بسته کمر
  5. شمارهٔ ۱۸ - همو راستبهشت روی منا گر همی روی به سفر
  6. شمارهٔ ۱۹ - او راستعشق آتشیست کآب نیابد بر او ظفر
  7. شمارهٔ ۲۰ - همو راستآزار داری ای یار زیرا که یک زمستان
  8. شمارهٔ ۲۱ - همو راستتا کی بود این شوخی و تاکی بود این جنگ
همه‌ی قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید ←

فرخی سیستانی درباره‌ی فرخی سیستانی

ابوالحسن علی بن جولوغ فرخی سیستانی شاعر بزرگ ایرانی اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم هجری قمری است. وی علاوه بر تسلط بر شعر و ادب در موسیقی نیز مهارت داشت و بدین وسیله توانست به دربار ابوالمظفر شاه چغانیان و سپس به دربار سلطان محمود غزنوی راه یابد و منزلتی والا بدست آورد. فرخی را یکی از بهترین قصیده‌سرایان ایرانی می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.