پرش به محتوای اصلی
فرخی سیستانی فرخی سیستانی

قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید

شمارهٔ ۱۴ - او راست

این منم کز تو مرا حال بدین جای رسید

این تویی کز تو مرا روز چنین باید دید

من همانم که به من داشتی از گیتی چشم

چه فتاده ست که در من نتوانی نگرید

من همانم که مرا روی همی اشک شخود

من همانم که مرا دست همی جامه درید

زندگانی را با مرگ بدل باید کرد

چو مرا کار ازین کار بدین پایه رسید

دل من بستدی و باز کشیدی دل خویش

دل ز من بیگنهی باز نبایست کشید

نفریبی تو مرا کز تو من آگه شده ام

من نخواهم سخن و لابه تو نیز خرید

دل بدخواه من از انده من شادی کرد

دوستی کس چو تو بد عهد و جفا کار ندید

آنچنان کار بیکبار چنین داند شد

در همه حال زهر کار نباید ترسید

ادامه‌ی قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید

  1. شمارهٔ ۱۶ - ازوستشه زاولستان محمود غازی
  2. شمارهٔ ۱۷ - نیز او راستبامدادان پگاه آمد بر بسته کمر
  3. شمارهٔ ۱۸ - همو راستبهشت روی منا گر همی روی به سفر
  4. شمارهٔ ۱۹ - او راستعشق آتشیست کآب نیابد بر او ظفر
  5. شمارهٔ ۲۰ - همو راستآزار داری ای یار زیرا که یک زمستان
  6. شمارهٔ ۲۱ - همو راستتا کی بود این شوخی و تاکی بود این جنگ
  7. شمارهٔ ۲۲ - نیز او راستندهم دل به دست تو ندهم
  8. شمارهٔ ۲۳ - و او راستای رفته من از رفتن تو باغم ودردم
همه‌ی قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید ←

فرخی سیستانی درباره‌ی فرخی سیستانی

ابوالحسن علی بن جولوغ فرخی سیستانی شاعر بزرگ ایرانی اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم هجری قمری است. وی علاوه بر تسلط بر شعر و ادب در موسیقی نیز مهارت داشت و بدین وسیله توانست به دربار ابوالمظفر شاه چغانیان و سپس به دربار سلطان محمود غزنوی راه یابد و منزلتی والا بدست آورد. فرخی را یکی از بهترین قصیده‌سرایان ایرانی می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.