پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۹

در حسن رخ خوبان پیدا همه او دیدم

در چشم نکورویان زیبا همه او دیدم

در دیدهٔ هر عاشق او بود همه لایق

وندر نظر وامق عذرا همه او دیدم

دلدار دل افگاران غم‌خوار جگرخواران

یاری ده بی‌یاران، هرجا همه او دیدم

مطلوب دل درهم او یافتم از عالم

مقصود من پر غم ز اشیا همه او دیدم

دیدم همه پیش و پس، جز دوست ندیدم کس

او بود، همه او، بس، تنها همه او دیدم

آرام دل غمگین جز دوست کسی مگزین

فی‌الجمله همه او بین، زیرا همه او دیدم

دیدم گل بستان ها ، صحرا و بیابان ها

او بود گلستان ها ، صحرا همه او دیدم

هان! ای دل دیوانه، بخرام به میخانه

کاندر خم و پیمانه پیدا همه او دیدم

در میکده و گلشن، می‌نوش می روشن

میبوی گل و سوسن، کاینها همه او دیدم

در میکده ساقی شو، می در کش و باقی شو

جویای عراقی شو، کو را همه او دیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۱تا کی از دست تو خونابه خورم؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۲چه خوش بودی، دریغا، روزگارم؟
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۳چه خوش بودی، دریغا، روزگارم؟
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۴بر من نظری کن، که منت عاشق زارم
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۵نگارا، بی‌تو برگ جان ندارم
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۶هر زمان جوری ز خوبان می‌کشم
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۷ای راحت روانم، دور از تو ناتوانم
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۸جانا، نظری که ناتوانم
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.