پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۴

بر من نظری کن، که منت عاشق زارم

دلدار و دلارام به غیر از تو ندارم

تا خار غم عشق تو در پای دلم شد

بی‌روی تو گلهای چمن خار شمارم

نی طاقت آن تا ز غمت صبر توان کرد

نی فرصت آن تا نفسی با تو برآرم

تا شام درآید، ز غمت، زار بگریم

باشد که به گوش تو رسد نالهٔ زارم

کم کن تو جفا بر دل مسکین عراقی

ورنه، به خدا، دست به فریاد برآرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۶هر زمان جوری ز خوبان می‌کشم
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۷ای راحت روانم، دور از تو ناتوانم
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۸جانا، نظری که ناتوانم
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۹کجایی، ای دل و جانم، که از غم تو بجانم
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۰دلی یا دلبری؟ یا جان و یا جانان؟ نمی‌دانم
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۱با من دلشده گر یار نسازد چه کنم؟
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۲شاید که به درگاه تو عمری بنشینم
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۳شود میسر و گویی که در جهان بینم؟
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.