پرش به محتوای اصلی
عمادی شهریاری عمادی شهریاری

قطعات

شمارهٔ ۷

دفع شب ضلالت و بیداد را جهان

یک شمع چون ضمیر تو در نه لگن نداشت

در هیچ گوشه هیچ جگر گوشه عدوت

در عهد تو برون ز مشیمه کفن نداشت

یزدان دلی خزانه لطف و کرم نکرد

کآن دل به مهر بندگیت مرتهن نداشت

بستان دهر جز گل عمر حسود تو

کم عمرتر گلی ز گل یاسمن نداشت

عمر است از ان چو عمر به کامم دمی نبود

بخت است از آن چو بخت غم کار من نداشت

در دل هزار شعله مرا و خیال او

اندر دلم نشست و غم خویشتن نداشت

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۹ای خاص و عام عالم ادرار خوار جودت
  2. شمارهٔ ۱۰به خدایی که ملکش از تعظیم
  3. شمارهٔ ۱۱گر این سرگشته زیر و زبر فیروزه گون طارم
  4. شمارهٔ ۱۲طایر میمون عالم را که نامش بخت توست
  5. شمارهٔ ۱۳در موقفی که شیردلان در فراق تیر
  6. شمارهٔ ۱۴ای دوست چنانی که تو را یار توان بود
  7. شمارهٔ ۱۵نیک باشد که بنده از در شاه
  8. شمارهٔ ۱۶سبحان خالقی که بیاراست از دو حرف
همه‌ی قطعات ←

عمادی شهریاری درباره‌ی عمادی شهریاری

عمادالدین عمادی شهریاری (متوفای ۵۷۳ق)، متخلص به سلطانی و شهریاری، شاعر پارسی‌گوی و مدیحه‌سرای قرن پنجم و ششم است. برخی او را فرزند مختاری غزنوی دانسته‌اند. نام اصلی و تاریخ تولد وی معلوم نیست. و تنها می‌توان گفت در اواخر قرن پنجم به دنیا آمده است. کسانی که به شرح زندگانی او پرداخته‌اند، اغلب از وی با عنوان عمادی یاد کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.