پرش به محتوای اصلی
عمادی شهریاری عمادی شهریاری

اشعار نویافته

شمارهٔ ۲

گویان ز پی تو ما دل و دل

جویان ز تو نزد ما زر و زر

عشقت بره دو مادر آمد

هرگز نشود نزار و لاغر

جزو است زمانه ملک او کل

ماده است ستاره قهر او نر

روزی که جهان بادپیشه

در سر گیرد ز خاک چادر

بر هم کوبند گرد گیران

مانند جبال روز محشر

از دود چنان شود که گویی

شیر علم است شیر مجمر

بگذارد گوسفند گردون

از شعله گرز گاوپیکر

کاری کردی که هیچ دانا

در دولت تو نداشت باور

کاری دگر است از پی آن

إن شاءالله شود میسر

ابیات دیگر این شعر در قصیده شماره 23 ذیل در گنجور قرار دارند.

ادامه‌ی اشعار نویافته

  1. شمارهٔ ۴پرده خوبی بساز امشب و بیرون خرام
  2. شمارهٔ ۵در جُنگ شماره 16717 دو قصیده از عمادی آمده است که در دیوان و منابع دیگر یافت نشد مطلع آن دو قصیده:
  3. شمارهٔ ۶راد ابوالفضل بن ابوالقاسم
  4. شمارهٔ ۷حسن تو با سپهر عنان در نمی‌کشد
  5. شمارهٔ ۸زلفت ما را هلاک جان می‌خواهد
  6. شمارهٔ ۹زلفت کی به زیر سایه بدری دارد
  7. شمارهٔ ۱۰در جنگ خطی (گنج بخش) اشعار مختلفی به نام عمادی شهریاری آمده است.
  8. شمارهٔ ۱۱شاهی که برون بام چرخ است درش
همه‌ی اشعار نویافته ←

عمادی شهریاری درباره‌ی عمادی شهریاری

عمادالدین عمادی شهریاری (متوفای ۵۷۳ق)، متخلص به سلطانی و شهریاری، شاعر پارسی‌گوی و مدیحه‌سرای قرن پنجم و ششم است. برخی او را فرزند مختاری غزنوی دانسته‌اند. نام اصلی و تاریخ تولد وی معلوم نیست. و تنها می‌توان گفت در اواخر قرن پنجم به دنیا آمده است. کسانی که به شرح زندگانی او پرداخته‌اند، اغلب از وی با عنوان عمادی یاد کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.