پرش به محتوای اصلی
عمادی شهریاری عمادی شهریاری

اشعار نویافته

شمارهٔ ۱

از پای آن که زیر خاکش کرد

چرخ را سنگسار بایستی

مشتری را برای کینه او

با زحل کارزار بایستی

پس از او بزم ساختن افسوس

جام را مایه نار بایستی

پس از او رزم کرده‌اند آوخ

تیغ را شرم و عار بایستی

از پس هرکه داشت سیرت او

چون منی یادگار بایستی

روی مریخ همچو ایامم

زاین فزع همچو قار بایستی

از پی تشنگان ماتم او

آفتاب آبدار بایستی

اندر این بوستان که عیش من است

گل طمع نیست خار بایستی

به ضرورت بلا کشم چه عجب

در بلا اختیار بایستی

ابیات دیگر این شعر در قصیده شماره 36 ذیل در گنجور قرار دارند.

ادامه‌ی اشعار نویافته

  1. شمارهٔ ۳گر بخواهد نگار چهره تو
  2. شمارهٔ ۴پرده خوبی بساز امشب و بیرون خرام
  3. شمارهٔ ۵در جُنگ شماره 16717 دو قصیده از عمادی آمده است که در دیوان و منابع دیگر یافت نشد مطلع آن دو قصیده:
  4. شمارهٔ ۶راد ابوالفضل بن ابوالقاسم
  5. شمارهٔ ۷حسن تو با سپهر عنان در نمی‌کشد
  6. شمارهٔ ۸زلفت ما را هلاک جان می‌خواهد
  7. شمارهٔ ۹زلفت کی به زیر سایه بدری دارد
  8. شمارهٔ ۱۰در جنگ خطی (گنج بخش) اشعار مختلفی به نام عمادی شهریاری آمده است.
همه‌ی اشعار نویافته ←

عمادی شهریاری درباره‌ی عمادی شهریاری

عمادالدین عمادی شهریاری (متوفای ۵۷۳ق)، متخلص به سلطانی و شهریاری، شاعر پارسی‌گوی و مدیحه‌سرای قرن پنجم و ششم است. برخی او را فرزند مختاری غزنوی دانسته‌اند. نام اصلی و تاریخ تولد وی معلوم نیست. و تنها می‌توان گفت در اواخر قرن پنجم به دنیا آمده است. کسانی که به شرح زندگانی او پرداخته‌اند، اغلب از وی با عنوان عمادی یاد کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.