پرش به محتوای اصلی
عمادی شهریاری عمادی شهریاری

اشعار نویافته

شمارهٔ ۱۰

در جنگ خطی (گنج بخش) اشعار مختلفی به نام عمادی شهریاری آمده است.

بلبلان را گرم شد هنگامه در هنگام گل

مرحبا آواز بلبل حبذا ایام گل

مجمر مینا مثلث‌‌سوز شد تا ساختند

چار سوی هر چمن تخت زمردفام گل

لاله باده‌فام روی نمود

باده لاله‌فام باید خواست

دل گُل گر نگاه باید داشت

پیش گل جان جام باید خواست

گذشتنی است همه بگذشت و بودنی همه بود

می آر و می ده و بیش از گذشته یاد مکن

زمان زمان ز شکرخنده لب چو بگشاید

زهی فراخی شکر ز تنگی دهنش

به آرزو نرسد بس کسی ز بوسه او

ز بس که بوسه کند آرزو ز خویشتنش

همچنین در همین جنگ این بیت از قصیده 18 ذیل در گنجور آمده که جاافتاده است

ور برچکد به نفط سیه قطره‌ای از او

گردد ز بوی نفط سیه بوی سنبل خوار

ادامه‌ی اشعار نویافته

  1. شمارهٔ ۱۲آدمی را امید راحت و بیم
  2. شمارهٔ ۱۳ای همه رازها تو را معلوم
  3. شمارهٔ ۱۴قمری که به گاه فرق نشناخت
  4. شمارهٔ ۱۵تیر فلک ز بیم ستونه کند چو تیر
  5. شمارهٔ ۱۶تشویر می‌دهد خرد خرده‌بین مرا
  6. شمارهٔ ۱۷انوری گوید:
  7. شمارهٔ ۱۸کمال‌الدین‌اسماعیل گوید:
  8. شمارهٔ ۱۹نکویی کن و کسب کن نام نیکو
همه‌ی اشعار نویافته ←

عمادی شهریاری درباره‌ی عمادی شهریاری

عمادالدین عمادی شهریاری (متوفای ۵۷۳ق)، متخلص به سلطانی و شهریاری، شاعر پارسی‌گوی و مدیحه‌سرای قرن پنجم و ششم است. برخی او را فرزند مختاری غزنوی دانسته‌اند. نام اصلی و تاریخ تولد وی معلوم نیست. و تنها می‌توان گفت در اواخر قرن پنجم به دنیا آمده است. کسانی که به شرح زندگانی او پرداخته‌اند، اغلب از وی با عنوان عمادی یاد کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.