پرش به محتوای اصلی
ابن یمین

ابن یمین

رباعیات

۶۲۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۵۴۱ یک لحظه خیال رویت ایدلبر من
  2. شمارهٔ ۵۴۲ باشد بتو دیده رهنمون دل من
  3. شمارهٔ ۵۴۳ چون بهر نشاط و خرمی شاه جهان
  4. شمارهٔ ۵۴۴ در حیرتم از قاضی احکام کهن
  5. شمارهٔ ۵۴۵ خوشباش که روزی رسد ای ابن یمین
  6. شمارهٔ ۵۴۶ هرگز دهنت ایصنم سیم سرین
  7. شمارهٔ ۵۴۷ یا رب بچه موجب بمن بیسر و بن
  8. شمارهٔ ۵۴۸ دی گفت مرا یکی که ای عهد شکن
  9. شمارهٔ ۵۴۹ دوری ز من ای یار پسندیده من
  10. شمارهٔ ۵۵۰ خواهی که شوی با طرب و عیش قرین
  11. شمارهٔ ۵۵۱ هستم ز خیالت ای بت سیم سرین
  12. شمارهٔ ۵۵۲ در وصف تو هر چند زبان گفت سخن
  13. شمارهٔ ۵۵۳ باد سحری دوش من و یک دو سه تن
  14. شمارهٔ ۵۵۴ دی بر سر خاک دوستی دلبر من
  15. شمارهٔ ۵۵۵ نتوان سخن از دهان تنکت گفتن
  16. شمارهٔ ۵۵۶ با نرگس جادوی تو گفت ابن یمین
  17. شمارهٔ ۵۵۷ رفتم بشما هنوز مایل دل من
  18. شمارهٔ ۵۵۸ گه آتش غم شعله زند در دل من
  19. شمارهٔ ۵۵۹ شاها چو نمیتوان گرفتن کم نان
  20. شمارهٔ ۵۶۰ چون زلف بنفشه را صبا داد شکن
  21. شمارهٔ ۵۶۱ هر چند بود کعبه اسلام کنون
  22. شمارهٔ ۵۶۲ گر هست کسیکه حکم او هست روان
  23. شمارهٔ ۵۶۳ در دیده دریا وشم آنجان جهان
  24. شمارهٔ ۵۶۴ خواهم در زهد را ازین پس بستن
  25. شمارهٔ ۵۶۵ مائیم ز جور فلک آینه گون
  26. شمارهٔ ۵۶۶ جان باید و نان و نان نباید بیجان
  27. شمارهٔ ۵۶۷ لعلت بشکر خنده همیبارد جان
  28. شمارهٔ ۵۶۸ چون عاقبت الامر بباید مردن
  29. شمارهٔ ۵۶۹ تا رفت ببرج آتشی کوکب من
  30. شمارهٔ ۵۷۰ یکچند چراغ آرزوها پف کن
  31. شمارهٔ ۵۷۱ ای مونس چشم من خیال رخ تو
  32. شمارهٔ ۵۷۲ ای قبله عشاق جهان ابروی تو
  33. شمارهٔ ۵۷۳ هم کار دلم بجان رسید از غم تو
  34. شمارهٔ ۵۷۴ ای صبح امید من چو شام از غم تو
  35. شمارهٔ ۵۷۵ نائی که سخن بود روان از لب او
  36. شمارهٔ ۵۷۶ ای گشته خجل زهره ز چنگ خوش تو
  37. شمارهٔ ۵۷۷ از دولت مخدوم جهان و فر او
  38. شمارهٔ ۵۷۸ دانی صنما که بر چه سانم بیتو
  39. شمارهٔ ۵۷۹ ای زلف ترا حلقه و خم تو بر تو
  40. شمارهٔ ۵۸۰ فرزند حسن ایدل و جانم با تو
  41. شمارهٔ ۵۸۱ ای نور دو دیده آن سزد مذهب تو
  42. شمارهٔ ۵۸۲ ای داده گلابرا خجالت خوی تو
  43. شمارهٔ ۵۸۳ تا حسن رخ تو گشت پیرایه تو
  44. شمارهٔ ۵۸۴ ایخنده زنان بر مه انور رخ تو
  45. شمارهٔ ۵۸۵ تا بر در آرزو بود منزل تو
  46. شمارهٔ ۵۸۶ ایدل کم این دیر کهن گیر و برو
  47. شمارهٔ ۵۸۷ ای مفتی شرع مکرمت خامه تو
  48. شمارهٔ ۵۸۸ روزیکه نبد هیچ نشان من و تو
  49. شمارهٔ ۵۸۹ ایدل ز سخن آنچه مرادست آن گو
  50. شمارهٔ ۵۹۰ ای چرخ فلک هزار فریاد از تو
  51. شمارهٔ ۵۹۱ ای بس که جهان باشد و ما خاک شده
  52. شمارهٔ ۵۹۲ ایدل تو مپندار بجانی زنده
  53. شمارهٔ ۵۹۳ ایمهر رخ تو جای در دل کرده
  54. شمارهٔ ۵۹۴ آمد بر من زلف مشوش کرده
  55. شمارهٔ ۵۹۵ با عشق تو عقل را پریشانی به
  56. شمارهٔ ۵۹۶ دائم سخن از صدق و صفا گفتن به
  57. شمارهٔ ۵۹۷ ای ابروی چون کمان تو پیوسته
  58. شمارهٔ ۵۹۸ دلدار من آنحوروش امروز بگاه
  59. شمارهٔ ۵۹۹ از مال تو سائلان نکاهند بده
  60. شمارهٔ ۶۰۰ دلدار مرا دید پریشان گشته

متن اشعار به نقل از گنجور.