پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱

آمدم بار دگر بر سر پیمان شما

که ندارم پس ازین طاقت هجران شما

بر سرم افسر شاهی نبود خوش‌تر از آنک

دست و پا بسته به زنجیر، به زندان شما

چون دوات ار چکد از دیدهٔ من خون سیاه

سر نه پیچم چو قلم از خط فرمان شما

سرمهٔ روشنی دیدهٔ غم‌دید کنم

گَرد خاک کف پای سگ دربان شما

صدف گوهر شهوار کند جزع مرا

چون شود خنده‌زنان لعلِ دُرافشان شما

گر ز سودا نبود پس ز چه روی ابن یمین

می‌کِشد این همه صفرا ز رقیبان شما؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳ایها العشاق از آن نامهربان بس شد مرا
  2. شمارهٔ ۴الا ایدل اگر خواهی تماشاگاه علوی را
  3. شمارهٔ ۵باشد از من باز کمتر غم جدا
  4. شمارهٔ ۶بیا ماهرویا شکر لب نگارا
  5. شمارهٔ ۷بر وصالش یک نفس گر دسترس باشد مرا
  6. شمارهٔ ۸تا بر آنقامت و بالا نظر افتاد مرا
  7. شمارهٔ ۹توئی که مهر تو دلبند و دلگشاست مرا
  8. شمارهٔ ۱۰خرم آن کوی که منزلگه یارست آنجا
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.