پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

بخش سوم

بخش ۷ - مناجات

الهی سزاوار ناریم ما

ولی از تو امیدواریم ما

دو چشمی که بینای انوار توست

کجا کی سزوار او نار توست

زبانی که از تو شده شکر گو

کجا باشد آتش سزاوار او

جبینی نباشد سزوار نار

که بس سجده ات کرده لیل ونهار

به سوی تو دستی که گردد دراز

روا نیست کافتد به سوز وگداز

به راه تو پائی که رفته است راه

نشاید به دوزخ کند جایگاه

کسی کو به یاد تو باشد دلش

روا نیست دوزخ کند جایگاه

کسی کو به یاد تو باشد دلش

روا نیست دوزخ شود منزلش

تنی کو به عشقت کند سرکشی

روا نیست او را در آذر کشی

الهی همه ما اسیر توایم

ز پا رفته ودست گیر توایم

همه بندگان و ذلیل توایم

ذلیل وعلیل ودخیل توایم

به ما رحم کن ما ضعیفیم وزار

بزرگی بزرگی کن ای کردگار

ادامه‌ی بخش سوم

  1. بخش ۹ - غزل مثنوییا خجسته قاصد ای باد صبا
  2. بخش ۱۰ - مناجاتالهی بزرگی بزرگی نما
  3. بخش ۱۱ - در مرثیه حضرت شاهزاده علی اکبرروایت است که چون ماند سیدالشهدا
  4. بخش ۱۲ - دلبر من با رخ چون آفتابدلبر من با رخ چون آفتاب
  5. بخش ۱۳ - در صفت عشقعشق دانی چیست ترک آرزوست
  6. بخش ۱۴ - مناجاتالهی گناهانم از حد گذشت
  7. بخش ۱۵ - حکایتیکی چاکر خویش را زد به سر
  8. بخش ۱۶ - تذکرشبی یاد دارم که جمعی به دشت
همه‌ی بخش سوم ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.