پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

بخش سوم

بخش ۶ - توسل به حضرت اباعبدالله الحسین (ع)

اگر که هیچ به دوران نه طاعت است مرا

ولیک از توا مید شفاعت است مرا

به روز حشر توئی شافع صغیر وکبیر

ز لطف محو مفرما مرا ز لوح ضمیر

به حق قاسم وعباس وا صغر واکبر

مرا مساز فراموش در صف محشر

به گیر ودار قیامت برس به فریادم

بکن ز آتش دوزخ ز لطف آزادم

مرا به دل نه غمی از گناه خویشتن است

چرا که رحمت حق بیشتر ز جرم من است

نباشد ار چه شب و روز جز گنه کارم

ولی چه غم که خداوندگفته غفارم

ادامه‌ی بخش سوم

  1. بخش ۸ - درشرح حال خودگویداسیر دل کسی چون من مبادا
  2. بخش ۹ - غزل مثنوییا خجسته قاصد ای باد صبا
  3. بخش ۱۰ - مناجاتالهی بزرگی بزرگی نما
  4. بخش ۱۱ - در مرثیه حضرت شاهزاده علی اکبرروایت است که چون ماند سیدالشهدا
  5. بخش ۱۲ - دلبر من با رخ چون آفتابدلبر من با رخ چون آفتاب
  6. بخش ۱۳ - در صفت عشقعشق دانی چیست ترک آرزوست
  7. بخش ۱۴ - مناجاتالهی گناهانم از حد گذشت
  8. بخش ۱۵ - حکایتیکی چاکر خویش را زد به سر
همه‌ی بخش سوم ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.