پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

بخش سوم

بخش ۵ - مرحبا ای ساقی فرخنده پی

مرحبا ای ساقی فرخنده پی

خیز واز مینا به ساغر ریز می

ساغری ده تا دماغی تر کنیم

پیش از آن کز چشمه کوثرکنیم

ساقیا ز اندازه بیرون تشنه ایم

ساغری در ده که افزون تشنه ایم

مر مرا در ده می ناب آنقدر

که نه سر دانم ز پا نه پا زسر

خیزو از آن راح روح افزا بیار

تا بریم انده ز دل صهبا بیار

ساقیا خیز و می نابم بده

تا نگشتم خاک از آن آبم بده

زآن شرابم ده که بی خود سازدم

بی خود اندر گوشه ای اندازدم

خودستانی را فراموشم کند

چون غلامان حلقه درگوشم کند

سوی کوی بیخودی راهم دهد

بیخودم سازد وز‌آن جاهم دهد

بی خبر ازجسم وجان سازد مرا

فارغ از رنج جهان سازد مرا

مر مرا بیهوش و لایعقل کند

یک نفس از خود مرا غافل کند

غم برد شادی دهدجان پرورد

آنچنان جانی که ایمان پرورد

ساقی این خود بینی آخر تا به کی

یک زمان کن مر مرا بیخود ز می

نه می پرورده پیرمغان

دختر رز مادر شر باشد آن

ز آن میم ده کز پسش نبود خمار

یعنی از صهبای حب هشت وچار

این چنین می خوش بود در کام من

باد از این می لبالب جام من

ادامه‌ی بخش سوم

  1. بخش ۷ - مناجاتالهی سزاوار ناریم ما
  2. بخش ۸ - درشرح حال خودگویداسیر دل کسی چون من مبادا
  3. بخش ۹ - غزل مثنوییا خجسته قاصد ای باد صبا
  4. بخش ۱۰ - مناجاتالهی بزرگی بزرگی نما
  5. بخش ۱۱ - در مرثیه حضرت شاهزاده علی اکبرروایت است که چون ماند سیدالشهدا
  6. بخش ۱۲ - دلبر من با رخ چون آفتابدلبر من با رخ چون آفتاب
  7. بخش ۱۳ - در صفت عشقعشق دانی چیست ترک آرزوست
  8. بخش ۱۴ - مناجاتالهی گناهانم از حد گذشت
همه‌ی بخش سوم ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.