پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

بخش سوم

بخش ۴ - مناجات

کریما غفورا تو دانی که ما

صد ابلیس هستیم در یک عبا

ز ابلیس تلبیس ما برتر است

ز بس نفس ما ملحد وکافر است

گر اوکرد اندر جهان یک خطا

خطا هست در روز وشب کار ما

تو بخشنده هرگناهی وبس

نباشد در این خانه غیر از توکس

کجا روکنم رانیم گر ز در

مگر جز درت هست جای دگر

چو شد عین عفو تو عاصی طلب

مرا کار عصیان بود روز وشب

توانی به من هر چه خواهی کنی

مرا روسفید از سیاهی کنی

مبین برگناهم ضعیفم نگر

به داد ضعیفان رس ای دادگر

چه کم گردد از رحمتت ای رحیم

اگر جا دهی مرمر را در نعیم

سزاوار نارم ولی نارواست

گنه چون ز عبد است وعفوازخداست

به هر جا که ما را دهی جا خوش است

اگر در گلستان وگر آتش است

ادامه‌ی بخش سوم

  1. بخش ۶ - توسل به حضرت اباعبدالله الحسین (ع)اگر که هیچ به دوران نه طاعت است مرا
  2. بخش ۷ - مناجاتالهی سزاوار ناریم ما
  3. بخش ۸ - درشرح حال خودگویداسیر دل کسی چون من مبادا
  4. بخش ۹ - غزل مثنوییا خجسته قاصد ای باد صبا
  5. بخش ۱۰ - مناجاتالهی بزرگی بزرگی نما
  6. بخش ۱۱ - در مرثیه حضرت شاهزاده علی اکبرروایت است که چون ماند سیدالشهدا
  7. بخش ۱۲ - دلبر من با رخ چون آفتابدلبر من با رخ چون آفتاب
  8. بخش ۱۳ - در صفت عشقعشق دانی چیست ترک آرزوست
همه‌ی بخش سوم ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.